زندگی
اسپرانتویی
من از سال 1362
یعنی زمانی که
در یکی از
روزهای تابستان
در صفحهی 5
روزنامهی
کیهان، آگهی
کوچکی مبنی بر
آموزش زبان
بینالمللی
اسپرانتو از
طریق مکاتبه
درج شده بود،
شروع میشود.
بیش
از همه خود را
مدیون دکتر
حسین وحیدی میدانم
که با راهاندازی
دورهی آموزش
مکاتبهای
اسپرانتو
باعث شد تا من
اسپرانتو
بیاموزم. از
سال 1368 به طور
جدی نسبت به
آموزش
اسپرانتو
اقدام کردم.
به نوبهی خود
برای
اسپرانتو
خیلی کار کردهام
و تا آنجا که
در توانم بوده
است برای گسترش
آن در ایرانزمین
فروگزاری
نکردهام. اینک
کارنامهی
اسپرانتویی
من به صورت
مختصر و مفید:
در سال 1371
به عضویت انجمن
جهانی
اسپرانتو
در آمدم.
سال 1372 سازمان
جوانان
اسپرانتودان
ایران
را
بنیانگزاری
کردم.
از سال
1374 تا 1381 در فرهنگسراها
و خانههای
فرهنگ شهر
تهران به
تناوب به
تدریس اسپرانتو
مشغول بودهام.
در سال
1375 موسسهی غیر
انتفاعی سبزاندیشان
را با جمعی از
یاران تاسیس
کردیم و من بهعنوان
مدیر عامل آن
انتخاب شدم.
در
آذرماه 1376 بهعنوان
نمایندهی
سازمان جهانی
جوانان اسپرانتودان
در دومین
همایش جهانی
سازمانهای
غیردولتی
سازمان ملل
متحد در وین
شرکت کردم.
در سال
1377 به عضویت
کمیتهی مرکزی
سازمان جهانی
جوانان
اسپرانتودان
انتخاب شدم و سال
بعد به مدت 2
سال بهعنوان
جانشین ریس
سازمان
برگزیده شدم.
در سال
1378 با فریبا
نوریمجد ازدواج
کردم .
در
سال 1379 به عضویت اتحادیهی
آموزگاران
اسپرانتو
درآمدم و در
چند پروژهی
آن همکاری
داشتهام.
در
سال 1380 پروژهی "زبان
سلام" - آموزش
اسپرانتو
برای مهاجران
افغانی- را
ارائه کردم که
با پشتیبانی
انجمن جهانی
اسپرانتو در
شهرهای مشهد و
تهران دورههای
آموزش
اسپرانتو را
برای بیش از 200
نفر از دختران
و پسران
افغانی
برگزار شد. 2
سال بعد ادامهی
پروژه با
حمایت
اسپرانتودانهای
ژاپنی در داخل
افغانستان و
در دانشگاههای
کابل و قندهار
برگزار شد و
تاکنون نتایج
خوبی داشته
است.
از
سال 1378 تاکنون به
طور متناوب
عضو کمیتهی
انجمن جهانی
اسپرانتو
هستم.
از
سال 1381 سردبیر
فصلنامهی "پیام
سبزاندیشان"
هستم. صاحب
امتیاز این
مجله فریبا
نوریمجد است
و تنها مجلهای
است که به دو زبان
فارسی و
اسپرانتو
منتشر میشود.
در
سال 1384 به عضویت کمیتهی
آسیایی انجمن جهانی
اسپرانتو انتخاب
شدم و مسئول سایت
اینترنتی
این کمیته هم
هستم.
از
مهرماه 1384 در دانشگاه
آدام میکیهویچ
لهستان رشتهی
میانزبانشناسی
را به صورت
نیمهحضوری و با
بورسِ بنیاد
مطالعات
اسپرانتو،
ادامه میدهم
و همچنان زبانشناسی
میخوانم و
البته
اسپرانتو!
در
تابستان 1385 بهعنوان
عضو کمیتهی
آزمونهای
بینالمللی
اسپرانتو – که کمیتهی
مشترک انجمن
جهانی
اسپرانتو و
اتحادیهی
آموزگاران
اسپرانتو است و
بالاترین
مرجع
ارزشگزاریِ
علمیِ آزمونهای
مختلف سطوح
آموزشی
اسپرانتو است–
انتخاب شدم، و
همآکنون منشیِ
کمیسیون
مذکور هستم.
...
سعی
کردهام
جهانی
بیندیشم و
منطقهای عمل
کنم. ایجاد
مراودات با
اسپرانتودانهای
کشورهای
همسایه و تلاش
برای ایجاد
جنبش منطقهای
اسپرانتو،
حول محور
ایران از
آرزوهای من است.
بر همین اساس
مراوداتی را
با
اسپرانتودانها
کشورهای
پاکستان،
آذربایجان،
ارمنستان،
ترکیه و عراق
انجام دادهام،
اما هنوز خیلی
کارها مانده
است.
سعی
کردهام کار
گروهی انجام
دهم و تفکر
تعاون را در
پیرامون خود
ایجاد کنم.
حال چقدر موفق
بودهام آن را
دیگران به
داوری خواهند
نشست. اسپرانتو
همهی زندگی
من نیست، من
با اسپرانتو زندگی
میکنم
و بخش قابل
توجهی از
زندگی من را،
اسپرانتو و هر
آنچه که بدان
مربوط میشود،
تشکیل میدهد.